معرفي من
|
حامد بخشي عضو هيات علمي جهاد دانشگاهي مشهد و دانشجوي دكتراي جامعه شناسي اقتصادي و توسعه در دانشگاه فردوسي مشهد است. موضوعات تحقيقاتي مورد علاقه او به لحاظ روش شناختي، مطالعات اسنادي به ويژه تحليل محتواي رسانه ها و به لحاظ نظري، جامعه شناسي فرهنگي است. در حال حاضر در برخي دانشگاه هاي شهر مشهد مشغول به تدريس است.
|
|
ماکس وبر، جورج ریتزر و قفس آهنین تکنولوژی
احمدرضا اصغرپور ماسوله
چکیده مقاله:
|
ماکس وبر را می توان موثرترین کلاسیک در روند جامعه شناسی نامید. یکی از موثرترین بخش های آثار او، بحث او از آثار مدرنیته و آینده آن است. وبر هنگامی که به بررسی آثار عقلانیت ابزاری و گسترش علم و تکنولوژی و افسون زدایی در جامعه مدرن پرداخت به این نتیجه رسید که این فرایند عقلانی سازی آینده ای روشن در بر ندارد و به قفس آهنین از عقلانیت و فناوری می انجامد. البته وبر به جبر تاریخی و پایان تاریخ اعتقادی ندارد و برای انسان اختیار در انتخاب قائل است.
یکی از برجسته ترین ادامه دهندگان این تحلیل وبری از جامعه مدرن جورج ریتزر است. او با بررسی شیوه ای از ارائه کالاها و خدمات که خود آن را نظام های مک دونالدی شده نامیده است، به بررسی ویژگی ها و آثار این شیوه سازمان دهی پرداخته است. ریتزر چهار ویژگی اصلی برای مک دونالدی شدن قائل است، که عبارتند از: کارایی، محاسبه پذیری، قابلیت پیش بینی و کنترل. او ویژگی هایی را هم بر می شمرد که از دیدگاه او موجب می شود مک دونالدی شدن رو به گسترش هر چه بیشتر پیش برود.
|
کلید واژه ها: وبر، عقلانیت، بوروکراسی، قفس آهنین، مک دونالدی شدن، ریتزر، مصرف
نظرات شما
در مورد این مطلب نظر بدهید.
|
بازديدكنندگان
بازديدكنندگان امروز: 372 بازديدكنندگان ديروز:757 مجموع بازديدها: 859534
كاربران برخط
در حال حاضر 0 كاربر عضو برخط.
کاربر ميهمان خوش آمديد عضوشويد.
|