معرفي من
|
حامد بخشي عضو هيات علمي جهاد دانشگاهي مشهد و دانشجوي دكتراي جامعه شناسي اقتصادي و توسعه در دانشگاه فردوسي مشهد است. موضوعات تحقيقاتي مورد علاقه او به لحاظ روش شناختي، مطالعات اسنادي به ويژه تحليل محتواي رسانه ها و به لحاظ نظري، جامعه شناسي فرهنگي است. در حال حاضر در برخي دانشگاه هاي شهر مشهد مشغول به تدريس است.
|
|
مقدمه ای بر مفهوم بیگانگی در جامعه شناسی
احمدرضا اصغرپور ماسوله
چکیده مقاله:
|
یکی از مشکلات علوم انسانی و به ویژه جامعه شناسی، عدم وجود تعاریف صریح و یکسان برای اصطلاحات تخصصی است. مفهوم بیگانگی ریشه در سنت یهودی- مسیحی دارد که البته این دو تفاوت هایی با هم دارند. در دوران جدید هگل اولین فیلسوفی بود که به بیگانگی پرداخت و آن را در نظام فلسفی خود جای داد. بعد از او فوئر باخ و باوئر در انتقاد به دیدگاه ایده آلیستی هگل، به ماتریالیسم روی آوردند. مارکس در کتاب دستنوشته ها به بیگانگی پرداخت و آن را به روش خود تعریف کرد. مفاهیم مشابه بیگانگی بعد از آن در دیدگاه جامعه شناسان انتقادی به وفور یافت می شود. در میان کلاسیک ها، وبر در پرداختن به مفهوم قفس آهنین تکنولوژی به بیگانگی بسیار نزدیک شده است. همچنین زیمل با بررسی آثار پول در جامعه مدرن آثار بیگانه کننده ای را برای پول نام می برد. در میان کلاسیک ها، دورکیم بیشترین فاصله را با مفهوم بیگانگی دارد.
|
کلید واژه ها: از خود بیگانگی، بیگانگی، مارکس، زیمل، فوئرباخ، هگل، وبر
نظرات شما
در مورد این مطلب نظر بدهید.
|
بازديدكنندگان
بازديدكنندگان امروز: 368 بازديدكنندگان ديروز:757 مجموع بازديدها: 859530
كاربران برخط
در حال حاضر 0 كاربر عضو برخط.
کاربر ميهمان خوش آمديد عضوشويد.
|