معرفي من
|
حامد بخشي عضو هيات علمي جهاد دانشگاهي مشهد و دانشجوي دكتراي جامعه شناسي اقتصادي و توسعه در دانشگاه فردوسي مشهد است. موضوعات تحقيقاتي مورد علاقه او به لحاظ روش شناختي، مطالعات اسنادي به ويژه تحليل محتواي رسانه ها و به لحاظ نظري، جامعه شناسي فرهنگي است. در حال حاضر در برخي دانشگاه هاي شهر مشهد مشغول به تدريس است.
|
|
اصالت ساختار یا اصالت عامل؟
یکی از دوراهی هایی که یک تحلیل جامعه شناختی باید قبلا بدان پاسخ داده باشد، این است که تحلیل مبتنی بر اصالت ساختار است یا اصالت عامل؟
این مساله، البته قدمتی طولانی دارد و سرفصل هایی از کتابهای نظریات جامعه شناختی را به خود اختصاص داده است(ر.ک. ریتزر، جورج، نظریه های معاصر جامعه شناسی). برخی گرایش ها در جامعه شناسی قائل به اصالت ساختار هستند. بدین معنی که در تحلیل مسایل اجتماعی آن چیزی که تاثیرگذار است و موجب تغییرات اجتماعی می شود، ساختارهای اجتماعی است نه کنش ها و تصمیم گیری های افراد. البته بدیهی است که ساختار خود از حاصل کنش های افراد جامعه تحقق می یابد، اما تاکید اینجا بر آن است که تغییرات اجتماعی معلول تصمیم گیری های افراد خاص یا عام نیست، بلکه خود این تصمیم گیری کنش گران نیز معلول ساختارهای اجتماعی است. جمله معروف مارکس که «این آگاهی انسان ها نیست که هستی آنها را تعیین می کند، بلکه برعکس این هستی اجتماعی آنان است که آگاهی شان را تعیین می کند» دال بر چنین رویکردی است. بنابراین گرچه در ظاهر امر اینگونه به نظر می رسد که کنش انسان هاست که منجر به تغییرات اجتماعی می شود، اما تعمق در مساله ما را به سوی ساختارهای اجتماعی هدایت کننده کنش انسان ها رهنمون می شود. رویکرد دیگر در جامعه شناسی، اصالت عامل است. در این نگاه، اساسا ساختارها نه زیربنای کنش انسان ها، بلکه تصویری هستند حاصل کنش جمعی آنان. این کنش ها و حاصل جمع تصمیم گیری های خلاقانه انسان هاست که در یک نگاه کلی و کلان، تصویری از ساختارهای اجتماعی را ارائه می دهد. انسان ها هستند که ساختارها را می سازند و نه بر عکس. در چنین نگاهی، ساختارها معلول کنش، و کنش ها حاصل تصمیمات خلاقانه افراد هستند(بگذریم که این رویکردها در تبیین تصمیمات خلاقانه افراد دوباره به نوعی ساختارگرایی دچار شده اند، البته ساختارهایی در ذهن انسان ها یا موارد مشابه). یک تحلیل عامل گرا، در تبیین وقایع اجتماعی و تحولات آن به تصمیمات افراد تاکید ویژه دارد و این تصمیمات- به ویژه در نخبگان- را موجد تغییرات اجتماعی می داند(مرحوم مرتضی مطهری گرایش به چنین رویکردی داشت). رویکرد سوم، جمع بین این دو یا انتخاب حد وسط است. در این رویکرد، هم عامل مدخلیت دارد و هم ساختار. هر دو تاثیرگذارند و در تبیین وقایع اجتماعی بایستی سهم هر یک را ادا کرد. چنین رویکردی، در همین حدی که مطرح شد، یک رویکرد محافظه کارانه است که می تواند از عدم اطمینان نسبت به هر یک از طرفین و یا صرف مشاهده شواهدی از هر دو گونه تاثیرگذاری حاصل شده باشد. چنین تلقیی را در اینجا «حد وسط کور» می نامیم. دلیل این نامگذاری آن است که بهترین انتخاب بین دو شق در زمانی که آگاهی و بصیرتی نسبت به شقوق وجود ندارد، حد وسط است. اما این حد وسط، مشکلی را از کار تحلیل نمی گشاید. علت آن است که مشخص نشده که سهم هر یک از این دو چقدر است و اساس حد و میزان تاثیرگذاری هر یک به چه میزان است؟ در چه موقعیتی ساختار تاثیرگذاری دارد و در چه وضعیتی عامل؟ این رویکرد از آنجا که رابطه میان ساختار و عامل را مشخص نکرده است، نمی تواند از رویکرد نظری خود بهره ببرد و این ابهام تئوریک، خود را در سستی تحلیل های اجتماعی نشان می دهد. در واقع، عدم پاسخ به این سوالات، باعث می شود که تحلیلگر بر اساس میل و سلیقه خود و یا اینکه در چه موقعیتی کدام عامل می تواند تبیین گر وضعیت اتفاق افتاده باشد، در هر جای تحلیل یکی را دخالت می دهد تا به پاسخ دلخواه برسد. این تحلیل هیچگاه قدرت پیش بینی ندارد، چرا که در زمانی که واقعه ای اتفاق نیافتاده، در هر دو راهی تحلیلی، محقق نمی داند اکنون کدامیک از این دو باید عمل کند؟ اما اینجا می توان از رویکرد دیگری نام برد که آن را «رویکرد جامع نظام مند» می نامیم. این رویکرد قائل به جمع میان ساختار و عامل است اما جمعی سیستماتیک که رابطه میان عامل و ساختار را مشخص نموده و بر این اساس تکلیف خود را می داند که در چه موقعیتی چه عاملی و در چه حد و اندازه ای می تواند عمل کند. این رویکرد و تبیین آن، در یادداشت بعدی توضیح داده خواهد شد.
ارسال کننده:bakhshi تاریخ: 1388.05.18
|
نظرات شما
در مورد این مطلب نظر بدهید.
|
بازديدكنندگان
بازديدكنندگان امروز: 381 بازديدكنندگان ديروز:757 مجموع بازديدها: 859543
كاربران برخط
در حال حاضر 0 كاربر عضو برخط.
کاربر ميهمان خوش آمديد عضوشويد.
|