حامد بخشي
محقق و مدرس جامعه شناسي
حامد بخشي
معرفي من

حامد بخشي عضو هيات علمي جهاد دانشگاهي مشهد و دانشجوي دكتراي جامعه شناسي اقتصادي و توسعه در دانشگاه فردوسي مشهد است. موضوعات تحقيقاتي مورد علاقه او به لحاظ روش شناختي، مطالعات اسنادي به ويژه تحليل محتواي رسانه ها و به لحاظ نظري، جامعه شناسي فرهنگي است. در حال حاضر در برخي دانشگاه هاي شهر مشهد مشغول به تدريس است.

نقد و بررسي
نقد یا غلط نامه؟
عباس عبدی نقدی بر کتاب «توسعه و تضاد» فرامرز رفیع پور دارد که تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد مشهورترین نقد مستندی است که بر این کتاب نوشته شده است. هر چند از زمان انتشار این کتاب بیش از یک دهه می گذرد و نقد عبدی هم مربوط به همان دوران است. با این حال، از آنجا که این کتاب همچنان دارای خوانندگان قابل توجهی است و به تبع نقد آن نیز پر اهمیت است، ذکر نکاتی در این زمینه شایسته می نماید. ( 60 بازدید)

درباره «مالک و زارع در ایران»
کتاب مالک و زارع در ایران تالیف ا.ک.س. لمبتون به بررسی روابط و وضعیت دو طبقه مالک و زارع در ایران می پردازد. با توجه به اینکه در ادوار طولانی پیش از اسلام و پس از آن تا چند دهه اخیر، بیش از 80درصد جمعیت ایران را روستائیان تشکیل می داده اند نگاهی به ساختار طبقاتی این قشر وسیع از جامعه ایرانی حائز اهمیت است. ( 22531 بازدید)

چرا فئودالیسم در ایران رشد نکرد؟
فصول چهارم و پنجم کتاب به بررسی شیوه تولید در ایران و تبیین آن می پردازد. در فصل چهارم به تفصیل نظریه های شیوه تولید آسیایی و فئودالیسم در ایران بررسی می شود و نویسنده با پذیرش نظریه شیوه تولید آسیایی در ایران به بررسی علل عدم رشد فئودالیسم در ایران می پردازد. ( 22411 بازدید)

ظهور و افول روم
بررسی فصل سوم کتاب درباره بررسی ظهور و افول حکومت روم ( 20892 بازدید)

دلیل توسعه یونان باستان چه بود؟
مروری بر فصل اول کتاب «چرا ایران عقب ماند و غرب پیش رفت؟» از دکتر کاظم علمداری ( 21107 بازدید)


درباره مداخله...

هسته مرکزی فیلم «درباره الی» ساخته اصغر فرهادی را کنشی اجتماعی تشکیل می دهد که در اینجا آن را «مداخله خیرخواهانه» می نامیم. منظور از مداخله خیرخواهانه آن است که کنشگری تصمیم به انجام یک کنش اقدامی یا اولیه می گیرد که می پندارد نتیجه آن کنش به مصلحت یا صلاح کنشگری دیگر است. کنش مداخله جویانه کنشی است بدون دعوت، یعنی تقاضایی برای انجام آن کنش از سوی دیگران صورت نگرفته است، بلکه خود کنشگر بر اساس تشخیص خود و علاقه به اصلاح امور دیگری یا دیگران، اقدام به انجام آن می کند. در فیلم مورد بحث، سپیده طرحی در ذهن دارد که می پندارد بر مبنای کنشی که انجام می دهد می تواند وصلتی میان احمد و الی برقرار کند. با توجه به تمایل به ختم رابطه نامزدی الی، او فکر می کند می توان به طور کوتاه و پنهانی فرصت آشنایی میان الی و احمد به وجود آورد و همه چیز ختم به خیر خواهد شد. اما در این میان حوادثی به وجود می آید که ماکس وبر آنها را پیامدهای پیش بینی نشده یا قصد ناشده کنش می نامد. این همان چیزی است که گسستی میان نیت های انسان ها و رخدادهای اجتماعی در جهان انسان ها به وجود می آورد. همه چیز آن طور که ما می خواهیم به پیش نمی رود و گذشته از آن، حوادثی ممکن است پیش آید که در طرح اولیه ذهنی فکرش را هم نمی کردیم.
از اینجاست که دو جهت گیری اخلاقی به وجود می آید: مداخله یا عدم مداخله؟ این دو جهت گیری البته ریشه در دو مشرب اخلاقی دارند که اولی اخلاق وظیفه مدار و دیگری اخلاق غایت گرا نامیده می شود. با همه این احوال، حتی در مشرب اخلاقی وظیفه مدار هم این پرسش مطرح می شود که آیا کنشگر وظیفه دارد به طور اقدامی و اولیه در حالتی که ضرورتی نیز به وجود نیامده، بر اساس نیت خیرخواهانه اقدام به کنش کند، در حالیکه می داند ممکن است غایت مورد نظر محقق نشود و بلکه برعکس گردد؟ این امر حتی در مشرب های عرفانی و روایی نیز مطرح شده است که برای نمونه یک مثال از هر یک ارائه می شود. اولین نمونه به داستان دقوقی از مثنوی مولانا جلال الدین بلخی مربوط می شود. او در دفتر سوم(ص 415، نشر علمی، چاپ 1374) داستان دقوقی را مطرح می کند که به گفته او عارفی بوده که بسیار خواهان همنشینی با اصحاب دل بوده است. دقوقی در مکاشفه گونه ای هفت شمع را می بیند که به شکل هفت درخت در می آیند و سپس در قالب هفت مرد بر او ظاهر می شود. آنها از او می خواهند که به عنوان امام جماعت برایشان نماز بگذارد. دقوقی امتثال امر می کند و در اثنای نماز کشتی در دریا می بیند که سرنشینان آن در حال غرق شدن هستند. دل او بر آن مردم به رحم می آید و از خداوند در نماز نجات آن کشتی نشینان را می خواهد. دعا استجابت می شود و کشتی نجات می یابد. پس از نماز همهمه ای میان هفت مرد می پیچد که چه کسی از میان ما بود که چنین «فضولی» در قضای کردگار کرد؟ هر یک انتساب این امر را از خود نفی می کند و در نهایت آنها متوجه می شوند که این دقوقی بود که از ترحم چنین «بوالفضولانه» نجات کشتی نشینان را از خداوند خواسته است. دقوقی که روی بر می گرداند، همه آنان از پیش او رفته بودند. مولوی در این داستان عارفانی را مطرح می کند که معتقدند در قضای خداوند نباید مداخله کرد، ولو به دعا و خواهش از خداوند. او اگر مصلحت بداند خود قضای خود را تغییر می دهد و عارف راضی و شاکر به قضای حق به خود اجازه «خواستن» و بدین شیوه تغییر در قضای سراسر خیر و زیبایی حق را نمی دهد.
نمونه دیگر به روایتی مربوط می شود که مضمون آن بدین قرار است که لقمان حکیم درگوشه ای استراحت می کرده است. جبرئیل بر او نازل می شود و می گوید خداوند پیغامبری را بر تو عرضه داشته. لقمان می پرسد آیا در پذیرش یا عدم پذیرش آن برای من اختیاری است یا امر خداوند بر پذیرش آن قرار گرفته؟ جبرئیل می گوید تو در پذیرش یا عدم پذیرش مختاری. لقمان پاسخ می دهد که در این صورت نمی پذیرم و در توضیح علت عدم پذیرش خود می گوید که وقتی به اختیار خود پذیرای پیامبری شوم، در مورد خطاهایی که در این نقش از من سر می زند مورد مواخذه قرار خواهم گرفت، در صورتی که اگر به امتثال امر آن را بپذیرم، در مورد خطاها و لغزش های این مسیر، حجت و عذر خواهم داشت.
هر دوی این نمونه ها، مواردی هستند که به احتیاط در کنش اقدامی خیرخواهانه مربوط می شوند. در داستان دقوقی، کنش اقدامی دخالت در مصلحت مطلق حق تلقی می شود و اینکه ما نمی دانیم واقعا در پس آن دعای خیرخواهانه آیا شری نهفته است یا خیری؟ فی المثل آیا نجات آن کشتی نشینان منجر به رستگاری آنان خواهد شد یا شقاوت آنان و حتی دیگر مردمان؟ در داستان لقمان نیز کنش اقدامی در پذیرش مسوولیت نفی شده و احتیاط در عدم چنین کنش های اقدامی خیرخواهانه دانسته شده است.
«درباره الی» فیلمی است درباره کنش های مداخله جویانه خیرخواهانه و پیامدهای کنش قصد ناشده آن. فیلم نشان می دهد که چگونه یک کنش مداخله ای خیرخواهانه می تواند پیامدهای پیش بینی نشده ای نه تنها برای آنان که قصد خیرخواهی شان را داشته ایم، بلکه برای خود فرد به بار آورد. سپیده در نهایت مجبور می شود به نامزد الی دروغ بگوید. دروغی که نامزد او را دچار رنجش و غمی سنگین می کند و خود او را با عذاب وجدانی ناشی از این دروغ تاثیرگذار و خیانتی به فردی که دیگر نیست تا از خود دفاع کند باقی می گذارد.
افراد انسانی در رابطه با کنش های خیرخواهانه مداخله جویانه در نقاط مختلف طیفی از مداخله حداکثری تا عدم مداخله- حتی دعای خیر- قرار می دهد. افراد مداخله گر معمولا بیشتر منشاء اثر می شوند و تغییرات اجتماعی نیک و بد ناشی از کنش آنان است. افراد غیرمداخله گر زندگی و وجدان آسوده تری دارند از اینکه احساس مسوولیتی نسبت به تبعات منفی کنش های اقدامی خود ندارند. آنان تا تقاضایی از آنان نشود، اقدام به کنش نمی کنند. و نفس تقاضای صورت گرفته، آنان را نسبت به تبعات منفی پیش بینی نشده کنش برای موضوع کنش و خود ایمن می کند. با این حال، یک سوال برای هر کنشگری در یک کنش اقدامی مداخله جویانه همواره مطرح است: آیا تبعات منفی کنش به تبعات مثبت آن می ارزد؟ و آیا در این مورد باید مداخله کرد یا خیر؟ این پرسشی است که هر فردی در هر کنش اقدامی برای خود مطرح می کند و بسته به طبع و خوی خود بدان پاسخ آری یا خیر می دهد.

ارسال کننده:bakhshi      تاریخ: 1388.05.10

چاپ | ارسال | دفعات خوانده شده: 271 |

نظرات شما

در مورد این مطلب نظر بدهید.
:
:
:
:
   

جستجو در سايت

ورود به سايت




 


 مشکل در ورود به سيستم؟
 کاربر جديد؟ !عضو شويد
بازديدكنندگان
بازديدكنندگان امروز: 15
بازديدكنندگان ديروز:563
مجموع بازديدها: 860655
كاربران برخط
در حال حاضر 0 كاربر عضو برخط.

کاربر ميهمان خوش آمديد عضوشويد.