معرفي من
|
حامد بخشي عضو هيات علمي جهاد دانشگاهي مشهد و دانشجوي دكتراي جامعه شناسي اقتصادي و توسعه در دانشگاه فردوسي مشهد است. موضوعات تحقيقاتي مورد علاقه او به لحاظ روش شناختي، مطالعات اسنادي به ويژه تحليل محتواي رسانه ها و به لحاظ نظري، جامعه شناسي فرهنگي است. در حال حاضر در برخي دانشگاه هاي شهر مشهد مشغول به تدريس است.
|
|
چرا ایران عقب ماند و غرب پیش رفت؟
نقد و بررسی کتاب «چرا ایران عقب ماند و غرب پیش رفت؟» از دکتر کاظم علمداری
از میان معدود کتاب های برجسته ای که درباره ریشه یابی علل عقب ماندگی ایران در توسعه نگاشته شده، کتاب «چرا ایران عقب ماند و غرب پیش رفت؟» دارای این ویژگی مهم است که توسط یک جامعه شناس نوشته شده است. علمداری که استاد جامعه شناسی دانشگاه ایلی نویز است، کوشیده تا با یک بررسی تطبیقی- تاریخی که به گفته او رویکرد انتقادی دارد، علل عقب ماندگی جامعه ایران را در طول تاریخ مورد بررسی قرار دهد. در واقع یک نگاه کل گرا دارد به روند توسعه و پیشرفت جامعه ایران به نسبت غرب- یا بهتر بگوییم جوامع غربی- که به عنوان اولین این جوامع یونان را بر می گزیند. رویکرد کلی علمداری در این کتاب، رویکردی عینی است. بدین معنی که او به جای اینکه عوامل ذهنی نظیر فرهنگ، دین یا حتی علم را علت توسعه بداند، عوامل ساختاری اقتصادی و اجتماعی را به عنوان علل ریشه ای تسریع کننده یا تاخیردهنده توسعه جامعه ایران مطرح می کند. از این رو، در کتاب شاهد نزدیکی بسیار نگاه نویسنده با مارکس هستیم، کما اینکه در بسیاری از استدلال ها و نظرات خویش به او استناد می کند. فراتر از این امر، می توان گفت نویسنده در بررسی مساله توسعه یا عقب ماندگی ایران رویکردی ماتریالیستی دارد. او برای بررسی جامعه ایران، از عوامل اکولوژیک و جغرافیایی شروع می کند، آن را موجب و موجد ساختارهای اقتصادی- اجتماعی خاص نظیر اقتصاد کشاورزی یا تجاری می داند و اینها را تاثیرگذار بر توسعه یک جامعه می گیرد. البته نباید از رویکرد ماتریالیستی معانی فلسفی یا متافیزیکی آن را لحاظ کرد، بلکه در این اصطلاح- چنانکه جفری الکساندر نیز از آن اینگونه استفاده می کند- تنها شروع و ریشه یابی علل از عوامل عینی مادی به سوی عوامل ذهنی و فرهنگی مد نظر است(در مقابل رویکرد مقابل آن که در بررسی سلسله علل از عوامل ذهنی و فرهنگی شروعی می شود که برخی بررسی های ماکس وبر نمونه خوبی از این رویکرد به شمار می رود). از این رو، علمداری نقد مفصلی بر کتاب «ما چگونه ما شدیم؟» صادق زیبا کلام می نویسد و رویکرد نویسنده را که معتقد است ظهور و افول علم موجد توسعه یا توسعه نیافتگی جامعه ایرانی شده است را به چالش می کشد. بر خلاف زیباکلام، علمداری معتقد است که از قضا این توسعه اقتصادی جامعه است که موجب توسعه علمی می شود و نه برعکس، چنانچه زیبا کلام تصور کرده است که توسعه علمی موجب توسعه جامعه می گردد. بر این اساس، مولف استدلال می کند که اولا علمی که در غرب قرن 18 به وجود آمد غیر آن علمی بود که در گذشته وجود داشت و دوما اینکه این توسعه بورژوازی بود که موجب توسعه علم و دانش کارامد و افزون کننده ثروت گشت(توضیح این مطلب در یادداشت های بعدی این نقد خواهد آمد).
ارسال کننده:bakhshi تاریخ: 1388.04.17
|
نظرات شما
در مورد این مطلب نظر بدهید.
|
بازديدكنندگان
بازديدكنندگان امروز: 27 بازديدكنندگان ديروز:563 مجموع بازديدها: 860667
كاربران برخط
در حال حاضر 0 كاربر عضو برخط.
کاربر ميهمان خوش آمديد عضوشويد.
|