تاملات اجتماعي
حامد بخشي
تاملات اجتماعي
روي خط اخبار
یک جامعه شناس: مقاوم‌سازی راهکار جلوگیری از آسیب‌زایی ماهواره است.
دکتر حامد بخشی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) - منطقه خراسان، اظهار کرد: آسیب‌زا بودن ماهواره ناشی از این است که جامعه را خیلی به سمت ایزوله شدن پیش بردیم. ( 768 بازدید)

جنگ نرم وجه غالب معضل مواد مخدر در کشور ما نيست

عضو هيات علمي جهاد دانشگاهي مشهد گفت: وجه قالب مواد مخدر را در کشور بايد از جنس آسيب‌شناسي داخلي بررسي کرد.

( 1660 بازدید)

حرف و حديثها درباره کاهش سن جرم دانش آموزان

دکتر حامد بخشي، مدرس دانشگاه، درباره تأثير نظام آموزشي در بروز آسيبها، مي گويد: نظام آموزشي ما به لحاظ توانمندسازي افراد براي زندگي مطلوب چندان کارآمد نيست

( 1873 بازدید)

عضو هيأت علمي جهاددانشگاهي مشهد: صدا و سيماي جمهوري اسلامي از ذائقه مردم فاصله گرفته است

عضو هيأت علمي جهاددانشگاهي مشهد گفت: صدا و سيماي جمهوري اسلامي بايد در سياست‌گذاري‌هاي خود تغييرات بنيادي ايجاد كند.

( 2521 بازدید)

وقتی شهرها، روستاها را می بلعند.

آخرین اعلام های سازمان ثبت احوال نیز حاکی از آن است که جمعیت شهرنشین در کشور ما با سرعت 4 برابر نسبت به جمعیت روستایی در حال افزایش است. در این میان، شهرنشینی قواعد و قوانین خاص خود را دارد، اما به دلیل ناآشنایی بسیاری از شهروندان با این قواعد، زندگی شهری دچار مشکلاتی می شود که در صورت فرهنگسازی قابل رفع است. البته مرگ روستاها نیز خطر بزرگی است که در مجالی دیگر باید به آن پرداخت.

( 2319 بازدید)

معرفي من

حامد بخشي دكتراي جامعه شناسي اقتصادي و توسعه از دانشگاه فردوسي و عضو هيات علمي جهاد دانشگاهي مشهد است. موضوعات تحقيقاتي مورد علاقه او به لحاظ روش شناختي، مطالعات اسنادي به ويژه تحليل محتواي رسانه ها و به لحاظ نظري، جامعه شناسي فرهنگي است. در حال حاضر در برخي دانشگاه هاي شهر مشهد مشغول به تدريس است.


نگاهی به مقاله «جامعه کوتاه مدت» دکتر کاتوزیان

«جامعه کوتاه مدت» نام مقاله ای است که دکتر محمد علی همایون کاتوزیان(هما کاتوزیان) درباره جامعه ایران نگاشته اند. این مقاله در ویژه نامه نوروز 85 روزنامه سرمایه با ترجمه عبدالله کوثری به چاپ رسیده است. در این یادداشت چکیده ای از این مقاله از اصل انگلیسی آن ارائه می شود. نگارنده مقاله جامعه ایران را جامعه ای «کوتاه مدت» می نامد، در مقابل غرب که آن را جامعه ای «بلندمدت» می داند. منظور از جامعه کوتاه مدت، جامعه ای است که در آن رخدادهای بنیادی و مهم اجتماعی خیلی سریع اتفاق می افتند و دوام کوتاهی دارند:
«ایران جامعه ای کوتاه مدت است، بدین معنا که تغییرات - حتی تغییرات مهم و بنیادی- یک پدیده کوتاه مدت است و این به خاطر فقدان ساختارهای قانونی نهادینه و ریشه دار است که ضامن پیوستگی بلند مدت جامعه باشد. در تمامی این دوره های کوتاه، ممکن است ارتش و طبقات مدیریتی و مالکیتی قابل توجهی وجود داشته باشند، ولی ترکیب آنها بیشتر از یک یا دو نسل تداوم نمی یافت و این در مقابل آن چیزی است که در اریستوکراسی غربی به ویژه طبقات بازرگان وجود داشت».
کاتوزیان به عنوان نمونه بارز وجود چنین ماهیتی در جامعه ایران، به نگرش به ساختمان های مسکونی بیش از بیست یا سی سال عمر می پردازد. در ایران چنین منازل یا ساختمان هایی را «کلنگی» می نامند و منظور از بنای کلنگی، بنایی است که دیگر قابل ترمیم نیست و باید آن را کوبید و از نو بنایی دیگر ساخت. در واقع ساختمان ها در ایران نیز کوتاه مدت هستند. از این رو کاتوزیان می گوید ایران جامعه ای کوتاه مدت یا بگو جامعه ای «کلنگی» است که:
«بسیاری وجوه آن نظیر وجوه سیاسی، اجتماعی، آموزشی، ادبی و ... به طور ثابت در معرض کلنگ خوردن به واسطه هوس یک مد جدید است.»
مولف توضیح می دهد که:
«فقدان پیوستگی بلند مدت، منجر به تغییرات مهمی از یک دوره تاریخی کوتاه به دوره دیگر می شود، به گونه ای که تاریخ بدل به مجموعه ای از حرکت های کوتاه متصل به هم می شود. در چنین حالتی، تغییر با فراوانی بیشتر و معمولا شدیدتر بوده و چنانکه ذکر شد تحرک اجتماعی میان طبقات متعدد به طور قابل توجهی بیشتر از آن چیزی است که در جوامع اروپایی است.»
کاتوزیان برای نشان دادن کوتاه مدت بودن جامعه ایران، آن را در سه حوزه اصلی جستجو می کند و معتقد است مهمترین جلوه های این امر در ویژگی های زیر رخ می دهند:
1. مسایل مربوط به مشروعیت و جانشینی، و تلفاتی که حاکمان، سایر اشخاص سلطنتی و وزرا و فرماندهان نظامی از بابت آن پرداخته اند.
2. طبیعت کم اهمیت جان و مال
3. مسایل مربوط به انباشت و توسعه
باقی مقاله به تشریح هر یک از این ویژگی ها در جامعه ایران پرداخته شده است. در بحث مسایل مشروعیت و جانشینی محقق مثال های متعددی از تاریخ ایران می آورد که نشانگر آن است که بر خلاف جوامع غربی که جانشینی و مشروعیت دارای قاعده های عینی و مشخص بوده و لذا انتقال حکومت از فرمانروایی به فرمانروای دیگر با سهولت نسبی انجام می شده است، در ایران آنچه بیش از همه برای یک حاکم به منزله مشروعیت حکومت تلقی می شده است، توانایی او در به دست گرفتن قدرت بوده است. از نظر کاتوزیان مشخص بودن و قاعده مند بودن مشروعیت و جانشینی در جوامع غربی باعث می شده که دوره های سلطنتی دوام و ماندگاری داشته باشند و نیز در یک سلسله پادشاهی شاهد دوام و ماندگاری امور حکومتی باشیم؛ این در حالی است که در ایران -چه پیش از اسلام و چه پس از آن- قاعده مشخصی برای جانشینی یک حاکم وجود نداشته و از بین خاندان سلطنتی یا غیر آن، آنکه موفق می شده قدرت را به دست گیرد، مشروعیت حکومت را نیز به دست می آورده است. وی از جانشینی محمد شاه که نوه فتحلیشاه بوده پس از مرگ وی، جانشینی ناصرالدین شاه به جای برادرش و نظایر آن به عنوان شاهد مثال های مدعایش استفاده می کند.
در ایران جانشینی پسر ارشد یک قاعده نبود، گرچه چنین موقعیتی می توانست به او کمک کند... چیزی به نام فره ایزدی، حق تصاحب قدرت مشروع را به او می داد.
البته کاتوزیان به این امر به طور مشروح می پردازد که دار بودن فره ایزدی که نشانه مورد تایید بودن و مشروعیت پادشاهی بوده، به هیچ عنوان یک امر عینی نبوده و تنها با به حکومت رسیدن فرد به اثبات می رسیده. به عبارتی از آنجا می توان فهمید که فردی دارای فره ایزدی است که به پادشاهی برسد(!). او از متون شاهنامه فردوسی و مباحث مربوط به جانشینی و به حکومت رسیدن شاهان در آن استفاده می کند و با اشاره به داستان به حکومت رسیدن اردشیر و تاسییس سلسله ساسانیان، می آورد که تاخت قوچی از یک رودخانه از سوی برخی نشان دارا بودن فره ایزدی و پیش بینی به حکومت رسیدن تلقی شده. لذا فره ایزدی ماهیتی فراطبیعی و اسطوره ای داشته و در واقع «هیچ علامت عینی برای آزمون دارا بودن فره وجود ندارد» و به عبارتی چنانکه در پیش تر ذکر شد، «تنها آزمون واقعی دارا بودن فره، صرف موفقیت است». از سوی دیگر فره، ایزدی بوده و این به معنای آن است که شاه مشروعیت حکمرانی خود را از خدا یا خدایان کسب می کرده و تنها خداوند می توانسته چنین فرهی را از او بگیرد. کاتوزیان نظیر چنین ایده ای را در برخی نظریه های متاخر مربوط به ولایت و رهبری حکومت اسلامی می یابد و البته متذکر می شود که این نگاه امروزه در جمهوری اسلامی صریحا رد شده است. با این حال به عقیده وی، اندیشه جانیشینی خدا و فره تنها محدود به پیش از اسلام نبوده، بلکه پس از اسلام نیز وجود داشته است.
در رابطه با هزینه هایی که خاندان سلطنتی، وزرا و فرماندهان نظامی در این رابطه متحمل می شدند، کاتوزیان از افرادی نظیر ابوالفضل بلعمی، ابوالفضل بستی، احمدبن حسن میمندی، حسنک وزیر، نظام الملک طوسی، عطاملک جوینی، رشیدالدین فضل الله، امامقلی خان، حاج ابراهیم کلانتر، قائم مقام فراهانی، امیرکبیر، امیرنظام، آقا خان نوری، عبدالحسین تیمورتاش و دیگرانی نام می برد که هر یک به نوعی به قتل رسیدند و یا به گونه از این ویژگی متحمل خسارت های جدی شدند.

در رابطه با ماهیت کم اهمیت جان و مال در ایران، محقق این مقدمه را می آورد که در ایران:
«شاه نماینده خدا بود و به هیچ کسی و طبقه ای پاسخگو نبود. او سلطه کاملی بر جان و مال رعایای خود داشت. حاکم به عنوان تجسم حکومت، استقلال کاملی از جامعه داشت و هیچ حقی مستقل از او وجود نداشت.»
از این رو حاکم بسط ید بالایی در اخذ جان و مال هر یک از رعایا و افراد جامعه داشت و به عبارتی تمامی افراد جامعه از وزیران گرفته تا دهقانان رعیت او محسوب می شدند و او می توانسته آن گونه تصرفی که بخواهد در جان و مال آنان بنماید. لذا به گفته کاتوزیان، جرم به معنای متداول آن در امروزه در ایران نمی توانست به کار رود؛ جرم آن چیزی بود که خلاف خواسته آنی یا دائمی حاکم باشد. کاتوزیان ضرب المثل هایی همچون «هر چه رعیت دارد از آن ارباب است» و فراتر از آن: «رعیت و تمام متعلقاتش، به ارباب تعلق دارد» را نمونه هایی از کم اهمیتی جان و مال در جامعه ایران می داند. در اینجا نیز مولف مثال های فراوانی از مصادره اموال بزرگان می آورد که حتی بدون عذر خشم شاه نسبت به دارنده متاع، از او مصادره شده است؛ از آن جمله است دستور مصادره کلیه اموال بونصر مشکان پس از مرگ وی، یا مصادره اموال حاکمان و اشرافی نظیر منوچهر خان گرجی - معتمد الدوله- در زمان محمد شاه قاجار یا آصف الدوله در زمان ناصرالدین شاه و مثال های دیگری که مولف برای نشان صدق مدعایش می آورد. از این رو کاتوزیان تاکید می کند که جان و مال همواره در معرض مصادره بود و امنیتی برای آن وجود نداشت و به این مساله بایستی اضافه کنیم قتل و کور کردن بسیاری خاندان سلطنتی از ترس شورش و مطالبه حکومت تا قرن نوزدهم که در ایران وجود داشت.

توضیح در رابطه با مسایل مربوط به انباشت و توسعه با این مقدمه آغاز می شود که نکته مورد توافق همه نظریات اصلی توسعه اقتصادی، آن است که انقلاب صنعتی در نتیجه انباشت طولانی مدت ابتدا سرمایه تجاری و سپس سرمایه صنعتی حاصل شد. محقق با استفاده از نظریه گرسچنکرون توضیح می دهد که سه عامل در سه دسته کشورهای اروپایی- کشورهای پیشرو نظیر انگلستان، کشورهای پس از آنها نظیر آلمان، و کشورهای اروپای شرقی- موجب انباشت سرمایه لازم برای توسعه اقتصادی شد. در کشورهای دسته اول این شرکت های اقتصادی بودند که انباشت لازم را پدید آوردند، در کشورهای دسته دوم بانکها چنین امری را به منصه ظهور رساندند و در کشورهای اروپای شرقی، دولت عهده دار انباشت سرمایه لازم برای توسعه اقتصادی شد. وی پس از بیان پیشینه ای از نظریات همراه با این ایده که توصیه به امساک و کم خرجی می کردند و ولخرجی را امری مذموم می دانستند و یا حتی امساک را علت اصلی سرمایه گذاری و انباشت می دانستند، ادامه می دهد که بعدها اندیشمندانی نظیر مالتوس، مارکس و کینز نشان دادند که:
«در شرایط اشتغال کامل، مادام که انباشت تقاضا با انباشت عرضه هماهنگ باشد، این تئوریها صحیح است. در حالت خاص، تا زمانی که ذخیره کردن به صورت منفعل باقی نماید، بلکه توسط ذخیره کننده یا قرض گیرندگان از او تبدیل به سرمایه شود، این قانون صحیح است».
لذا کاتوزیان چنین نتیجه گیری می کند که رشد اقتصادی بلند مدت - حتی برای جوامع توسعه یافته صنعتی- نیازمند نرخ قابل توجه ذخیره سازی و سرمایه گذاری است. اما سوالی که در اینجا مطرح می شود آن است که چرا در جوامعی مانند ایران فرآیند انباشت سرمایه در دوران پیشرفت تکنولوژیکی و ثروت جامعه به وجود نیامد؟ پاسخ آشکار مولف به این سوال این است که: چون در ایران ذخیره طولانی مدت از ترس چپاول و تصاحب اموال ایمن نبود. کاتوزیان با ذکر نظریه وبر که علت عدم رخداد انباشت سرمایه در جوامع غیرغربی را عدم وجود نوعی اخلاق پروتستانی صرفه جویی و کار سخت می داند، معتقد است:
در مورد نظریه وبر در مورد تاثیر اخلاق پروتستانی بر انباشت[سرمایه]، شکی نیست که تشویق پروتستانتیسم بر صرفه جویی و کار سخت تاثیر زیادی داشته است، ولی نمی توان مشخص کرد که آیا این اخلاق علت اولیه [انباشت] بوده یا خود حاصل رشد بورژوازی بوده است. در واقع مشکل عدم شناخت جهت علیت ها، همان مساله آشنای تقدم مرغ و تخم مرغ است.
با توجه به مثال های متعددی که در رابطه با دو ویژگی پیشین جامعه کوتاه مدت در ایران آورده شد، محقق شواهد دیگری در این بخش نمی آورد و معتقد است که از آنجا که انباشت سرمایه نیازمند تاخیر در مصرف حال یا به معنایی ذخیره سازی است، لازمه این ذخیره سازی وجود حداقلی از امنیت و اطمینان نسبت به آینده است و در جامعه ای چون ایران که پول در خطر تصاحب و غارت است، امکان انباشت سرمایه وجود ندارد.

در پایان کاتوزیان نتیجه گیری می کند که:
جامعه کوتاه مدت هم علت و هم پیامد فقدان ساختار در تاریخ ایران است. فقدان ساختار نیز خود پیامد دولت خودکامه است که قواعد خودکامه مشخصی را ارائه می دهد.

ارسال کننده:bakhshi      تاریخ: 1387.10.16

چاپ | ارسال | دفعات خوانده شده: 3883 |

جستجو در سايت

ورود به سايت




 


 مشکل در ورود به سيستم؟
 کاربر جديد؟ !عضو شويد
بازديدكنندگان
بازديدكنندگان امروز: 987
بازديدكنندگان ديروز:3409
مجموع بازديدها: 2659161
كاربران برخط
در حال حاضر 0 كاربر عضو برخط.

کاربر ميهمان خوش آمديد عضوشويد.