تاملات اجتماعي
حامد بخشي
تاملات اجتماعي
روي خط اخبار
چهارشنبه‌سوری به دلیل ممنوعیت‌ها حالت زیرزمینی پیدا کرد

یک جامعه‌شناس گفت: به دلیل ممنوعیت‌هایی که در سال‌های گذشته نسبت مراسم چهارشنبه‌سوری وجود داشت این مراسم از شکل آیینی خارج و حالت زیرزمینی پیدا کرد.

( 853 بازدید)

خطر فروپاشی اجتماعی میان اقشار مختلف جامعه
ک جامعه‌شناس با توجه به مسائل اجتماعی به وجود آمده در ماه‌های اخیر، نسبت به خطر فروپاشی اجتماعی میان اقشار مختلف جامعه هشدار داد. دکتر حامد بخشی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا- منطقه خراسان، اظهار کرد: مسائل اجتماعی به وجود آمده در ماه‌های اخیر نشانه‌های هشداردهنده‌ای از به وجود آمدن شکاف‌های اجتماعی و کشمکش‌های میان سنخ‌های اجتماعی مختلف است که تهدید بزرگی برای جامعه به شمار می‌رود و در صورت تداوم می‌تواند به فروپاشی اجتماعی جامعه منجر شود. ( 1352 بازدید)

مدیریت واحد گردشگری وظیفه میراث فرهنگی است
پژوهشگر گروه اجتماعی پژوهشکده گردشگری جهاددانشگاهی گفت: در حوزه مدیریت واحد اقامتی کم‌کاری وجود دارد، گاهی اوقات به دلیل فعالیت چند سازمان تداخل سازمانی به وجود می‌آید، اما اکنون مجموع مراکز اقامتی رها شدند و در عمل کسی وجود ندارد که بخواهد تداخلی شکل بگیرد. ( 1227 بازدید)

یک جامعه‌شناس مطرح کرد: متاهلان، بیشترین مخاطبان سایت‌ها و دفاتر همسریابی ایرانی
یک جامعه‌شناس گفت: متاهلان، بیشترین مخاطبان سایت‌ها و دفاتر همسریابی در ایران هستند. دکتر حامد بخشی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، با اشاره به اینکه برخی از دفاتر همسریابی در قالب دنیای مجازی و از طریق وب‌سایت فعالیت دارند، عنوان کرد: تفاوتی که میان سایت‌های دوست‌یابی در کشورهای خارج و سایت‌های ایران مشاهده می‌شود نوع مخاطبان آن است زیرا بیشتر مخاطبان آن‌ها در ایران افراد متاهل هستند در صورتی که بیشتر مخاطبان سایت‌های دوست‌یابی در کشورهای خارجی را مجردان تشکیل می‌دهند. ( 1232 بازدید)

پژوهش نهادی نیازمند استمرار و تدوام است
عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری جهاددانشگاهی با تاکید بر لزوم حفظ استمرار در پژوهش تاکید کرد: پژوهش نهادی نیازمند استمرار و تدوام است. دکتر حامد بخشی در گفت‌وگو با خبرنگار دانشگاهی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه خراسان، با اشاره به اینکه تاریخچه پژوهش به عمر بشر بازمی‌گردد، اظهار کرد: انسان‌ها به منظور افزایش سازگاری با محیط، نیاز به دانشی دارند که به آن‌ها در این راستا کمک کند. برای این منظور، در جریان توسعه تقسیم کار، افرادی متولی انجام پژوهش، به معنا تمرکز بر یافتن راه حل‌هایی برای تقویت سازگاری با محیط شدند. بدین ترتیب، حوزه پژوهش به وجود آمد. ( 1319 بازدید)

كارگاه ها و سخنراني ها
معرفي من

حامد بخشي دكتراي جامعه شناسي اقتصادي و توسعه از دانشگاه فردوسي و عضو هيات علمي جهاد دانشگاهي مشهد است. موضوعات تحقيقاتي مورد علاقه او به لحاظ روش شناختي، مطالعات اسنادي به ويژه تحليل محتواي رسانه ها و به لحاظ نظري، جامعه شناسي فرهنگي است. در حال حاضر در برخي دانشگاه هاي شهر مشهد مشغول به تدريس است.


چگونه یک هنجار رفتاری شکل می گیرد؟

می خواهم در مورد شکل گیری یک هنجار، نه به معنای باید و نباید ها، بلکه به معنای رفتار اغلب افراد یک جامعه بنویسم. چگونه یک هنجار، به معنای اخیر، شکل می گیرد. به طور خاص، می خواهم به وضعیت خرده فرهنگ ها، مثلا خرده فرهنگ مردم حاشیه نشین، بپردازم.

در نظر بگیرید فردی در ابتدا خود را ملتزم به عدم انجام رفتار الف یا انجام رفتار ب می دانسته است. شرایط اجتماعی و محیطی بر او فشار می آورد تا خلاف التزام خود رفتاری را انجام دهد. او ابتدا مقاومت می‌کند. دوباره رخدادی پیش می آید که او را به ارتکاب رفتار خلاف التزام اولیه خود سوق می دهد. باز مقاومت می‌کند. مجددا رخداد مشابهی حادث می شود. تکرار چنین رخدادهایی در نهایت یا او را می شکند و از گردونه حیات ساقط می‌کند و یا اینکه مقاومت او را می شکند و او را وادار به انجام عملی خلاف التزام اولیه اش می‌کند.
ارتکاب چنین عملی در او عذاب وجدان ایجاد می‌کند. خود را سرزنش می‌کند و عزت نفس اش کاهش می یابد. در اینجا بین باورهای رفتاری او و رفتار واقعی اش تضاد ایجاد شده و دچار «ناهماهنگی شناختی» فستینگر شده است.
او برای رهایی از این ناهماهنگی شناختی، یکی از دو کار را انجام خواهد داد. اول، توبه از رفتار پیشین خود و قرار گرفتن در التزام اولیه اش. و دوم، تغییر باور و التزام اولیه در جهت رفتاری که انجام داده است.
به طور معمول افراد در ابتدا راه اول، توبه، را انتخاب می کنند. به خاطر اینکه باورها از رفتارهای گذرا ماندگار تر و قدرتمند تر هستند. اما در صورتی که شرایط روزمره زندگی دوباره او را به ارتکاب عملی خلاف هنجارهایش وادار کند، و این عذاب وجدان گرفتن و توبه کردن و توبه شکستن بارها و بارها تکرار شود، در نهایت فرد سمت رفتار واقعی اش را می گیرد و باور و التزام اولیه را تغییر می دهد.
اکنون او نه تنها رفتاری خلاف التزام اولیه خود انجام می دهد، بلکه اولا از انجام آن رفتار احساس ناراحتی نمی کند و ثانیا آن رفتار را دیگر به لحاظ ارزشی ناپسند نمی داند.

افراد جامعه به لحاظ شرایط اجتماعی و اقتصادی در اقشار مختلفی جای می گیرند. افراد یک قشر، رخدادها و شرایط یکسانی را تجربه می کنند. هر فرد جامعه، از منظرهای مختلف در قشرهای مختلفی قرار می گیرد. گاهی اوقات شرایط اجتماعی مرتبط با این قشرها یکدیگر را تا حدی خنثی می کنند و گاهی اوقات یکدیگر را تشدید می کنند.
برای مثال، یک دختر ثروتمند تحصیلکرده به هرکدام از صفات در یک قشر قرار می گیرد. نخست به لحاظ جنسیتی در قشر زنان قرار می گیرد و شرایط زندگی خاصی را تجربه می‌کند که با مردان متفاوت است. دوم، به لحاظ ثروت، در قشر ثروتمندان قرار می گیرد و شرایط زندگی خاصی را تجربه می‌کند که با شرایط زندگی طبقه متوسط و پایین جامعه متفاوت است. و سوم، به لحاظ تحصیلات، جزو قشر تحصیل کرده قرار می گرد که شرایط زندگی که تجربه می‌کند با افراد فاقد تحصیلات متفاوت خواهد بود. در این مثال، شرایط زندگی مربوط به قشر ثروتمند و تحصیلکرده تا حدی محدودیت هایی را که قشر جنسیتی «زن» برای او به بار آورده کاهش می دهد. اما در مورد یک دختر فقیر بیسواد، شرایط بر عکس است، محدودیت های هر کدام از اقشار دیگری را تشدید می‌کند و فرد را به جایگاهی بیش از سرجمع محدودیت های سه قشر تنزل می دهد.
افراد یک قشر چون شرایط یکسانی از برخی جهات را تجربه می کنند، انتظار می رود که تجربیات یکسانی در مورد هنجارهای رفتاری خود پیدا کنند. آنها در مورد یک رفتار خاص «الف» که شرایط اجتماعی ناظر به قشر اجتماعی که در آن قرار دارند، ایجاب می‌کند یا ابتدائا التزام رفتاری خلاف آن را دارند یا موافق آن. اگر رفتار موافق داشته باشند که مطلوب حاصل است. ولی اگر التزام رفتاری مخالف آن را داشته باشند، طبق فرآیندی که ذکر شد، در نهایت مقاومت شان شکسته می شود و آن رفتار را پیشه کردار و باور خود می سازند. به تدریج برای آن رفتار پشتوانه های باوری دیگری نیز شکل می گیرد تا باز هم رفتار با سهولت بیشتری انجام شود و بدین ترتیب یک فرهنگ رفتاری در جامعه یا قشری از آن شکل می گیرد.
برای مثال، دروغگویی را در نظر بگیرید. یک فرد معمولی ممکن است مطابق آموزه های اولی خود ملتزم به صداقت باشد. چنین فردی هر از گاهی تحت فشار قرار می گیرد تا صداقت خود را به بهای از دست دادن انتفاعی یا درافتادن در زیانی حفظ کند. او بدین ترتیب، از عزت نفس خود محافظت کرده و احساس مطلوبی را که نسبت به خود دارد افزایش داده است. اما اگر زیانی که در نتیجه صداقت به او وارد می شود بیش از حد تحمل او باشد چه؟ اگر زیانی که در نتیجه صداقت به او وارد می شود نه هر از گاهی، بلکه هر روز باشد چه؟ در این صورت، افراد سرسخت در نتیجه استمرار آسیب هایی که از صداقت در محیط اجتماعی خود می بینند، از گردونه حذف می شوند و افراد منعطف تر خود را با شرایط وفق می دهند. یعنی دروغ می گویند و دیگر آن را عیب نمی دانند. ناهماهنگی شناختی خود را نیز به گونه ای رفع می کنند. برای مثال، دروغ هایی که می گویند را «دروغ مصلحتی» می نامند.
فیلم «جدایی نادر از سیمین» به خوبی چنین وضعیتی را به تصویر کشیده است. نادر خود را فردی اصول مدار می داند که حاضر نیست به هیچ قیمتی از ارزش هایی که بدانها باور دارد، کوتاه بیاید. او حاضر نیست پدرش را به سرای سالمندان بفرستد. حاضر نیست برای این کار، که وظیفه شخصی اوست، از همسرش تقاضای کمک کند. حاضر نیست در کشور دیگری غیر از وطن خود اقامت کند. و حاضر نیست دروغ بگوید. اما ناگهان در شرایطی قرار می گیرد که می بیند اگر دروغ نگوید، همه چیز را، حتی همان ارزش ها را از دست می دهد. به زندان می افتد. پدرش به سرای سالمندان می رود و دخترش با مادرش به خارج کشور می رود. همه اینها در یک لحظه از جلوی چشمش می گذرند و به قاضی می گوید که نمی دانسته آن زن باردار است!

این چنین است که ارتکاب بار اول، اگر شرایط فرای تحمل فرد، باز هم تکرار شود به هنجار رفتاری بدل می شود. افراد هم سنخ زیسته در یک قشر اجتماعی، شرایط مشابه را تجربه می کنند و در نهایت هنجارهای رفتاری را شکل می دهند.

ارسال کننده:bakhshi      تاریخ: 1396.10.10

چاپ | ارسال | دفعات خوانده شده: 543 |

جستجو در سايت

ورود به سايت




 


 مشکل در ورود به سيستم؟
 کاربر جديد؟ !عضو شويد
بازديدكنندگان
بازديدكنندگان امروز: 62
بازديدكنندگان ديروز:874
مجموع بازديدها: 4408894
كاربران برخط
در حال حاضر 0 كاربر عضو برخط.

کاربر ميهمان خوش آمديد عضوشويد.